پرینت

در گفتگو یا مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه شریف؛می‌توان درس خواند و هم کار فرهنگی کرد

نوشته شده توسط سردبیر. ارسال شده در گفتگو

محمدسعید سرافراز بیست و پنج سالگیاش را به تازگی پشت سر گذاشته،  اما  با همین سن و سال کم علاوه بر موفقیتهای زیاد درسی در فعالیت های جنبی دوران دانشگاه نیز بسیار فعال بوده است. سرافراز مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد را در رشتهی برق دانشگاه صنعتی شریف  با بهترین نمرات به پایان رسانده و هم اکنون دانشجوی دکترا در همین رشته و دانشگاه است. او مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف و دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی بوده و در حال حاضر مسئولیت قرارگاه شهید باقری را بر عهده دارد. سرافراز (که علیرغم تصور برخی، هیچ نسبتی هم با رییس فعلی سازمان صداوسیما ندارد!) یکی از افرادی است که در این پرونده باید به سراغش میرفتیم  تا از راز موفقیت همزمان در عرصه درسی و تشکیلاتی برایمان بگوید.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ گفتگوی پیش روی در نشریه دانشجویی پنجاه هفت منتشر شده است:

** درس خواندن یا فعالیت در بسیج؟
دوگانه ی «نخبه علمی/ نخبه فرهنگی» یک دوگانه ی اشتباه است و سوالی است که برای بسیاری از  دانشجویان مطرح می‌شود. آیا اولویت بسیج است یا درس؟ بعضی ها  به دنبال این هستند که درس خواندن را تقبیح کنند و حتی از درس خواندن به ضد ارزش تعبیر می‌کنند و یا بر عکس. در صورتی که هر دوی اینها ارزش هستند و به هیچ وجه در مقابل یکدیگر قرار نمی‌گیرند. یکی از عواملی که این طور به نظر میآورد که این دو با هم منافات دارند، مسئله‌ی «وقت گذاشتن» یا به عبارت دیگر کمبود وقت است.

طبیعی است که ما وقت محدودی داریم و این موجب میشود تا فقط برای یکی از این دو صرف شود. این درست که وقت محدود است، اما اینقدرها هم محدود نیست که نشود این دو کار را با هم انجام داد. حتی کارهای دیگری نیز میشود علاوه بر اینها انجام داد. اینقدر اتلاف وقت در کارهایی که بچه ها انجام میدهند وجود دارد که اگر یکبار مورد محاسبه قرار بدهیم میبینیم که چقدر برای کارهایمان زمان بیهوده صرف میکنیم. یک ذهنیتی در ما وجود دارد که بر آن اساس میگوییم درس خواندن خیلی کار سختی است و اگر هم بخواهیم در کنارش به کارهای بسیج برسیم، امری نشدنی است. خاطرم هست زمانی از یکی از بچه های بسیج خواستیم ظرف مدت چهار هفته همهی کارهایی را که انجام میدهد بنویسد. در نتیجه ی این کار مشخص شد زمان زیادی را صرف کارهایی نه چندان پراهمیت کرده است. به این صورت از طرفی فعالیت خاصی برای بسیج انجام نداده است و به درسهای خود هم نپرداخته است. در واقع مشاهده میشود که عمدهی اوقات ما در جاهای دیگری غیر از این دو مکان صرف شده است و بی جهت ما برای خودمان همچنین دوگانه ای را ترسیم کردهایم.

**  هم درس، هم فعالیت تشکیلاتی
تعارض ابتدا از این دوگانگی آغاز میشود و به دنبال خود به تقسیم بندی ارزش و ضد ارزش یکی از این دو کار میانجامد. آن شخصی که درس میخواند ادعا میکند که فعالین تشکیلاتی، کارهای دمدستی و بیارزشی انجام میدهند. بسیاری از آنها نیز به سخنان حضرت آقا استناد میکنند که فرمودند کار اصلی دانشجو درس خواندن است. از آن طرف هم کسی که کار تشکیلاتی میکند اعتقاد دارد که تنها این است که به نفع فضای انقلاب است. بنابراین نقطهی شروع این دوگانگی در عدم مدیریت وقت است و همچنین عدم جمع پذیری این کارها به طور همزمان. در صورتی که به هیچوجه اینطور نیست و شما میتوانید هر دو کار را به پیش ببرید. باید درس بخوانید تا بتوانید آینده را بسازید و باید کار تشکیلاتی بکنید که حال را از دست ندهید. در واقعیت نیز بچه هایی از ما به موفقیت رسیدند و توانستند آیندهی خوبی را برای خود به وجود بیاورند که سابقه ی تشکیلاتی ویژهای داشته اند.

در حال حاضر که ما کمی از این فضای تشکیلاتی درون دانشگاه دور شده ایم بهتر میتوانیم در این رابطه قضاوت داشته باشیم. در همهی فضاهای علمی، فرهنگی و... اشخاصی توانستند به جایگاههای خوبی برسند که تجربهی تشکیلاتی بالایی داشتهاند. این تجربه هیچ جای دیگری بهدست نمیآید. از آن طرف نیز بچه هایی که محصور در فضای تشکیلاتی ماندند آینده ی خود را خراب کردند. البته منظور از آینده، آینده شخصی  و خود محوری و منیّت نیست بلکه منظور  آیندهی انقلاب اسلامی است. همه باید به روشهایی در خدمت اهداف انقلاب عمل کنیم. باید همیشه انقلابی زندگی کنیم. الان فقط در فضای بسیج بودن، به معنای انقلابی بودن نیست. فردی که در آزمایشگاه نیز کار میکند هم ممکن است انقلابی به حساب بیاید.
 
**  راه کارهایی برای حل تعارض
با وجود تفاوت هایی که بین رشته های فنی و علوم انسانی وجود دارد به نظر بنده کاملاً شدنی است که افراد بتوانند در عین اینکه خصوصاً در رشته های فنی و تجربی (به دلیل ماهیت وقتگیرتر) مشغول تحصیل هستند به کارهای تشکیلاتی خود نیز برسند. بهترین و اصلیترین شرط تحقق این موضوع آن است که هر دو کار را مهم بدانیم. فرصت برای انجام هر دو کار به میزان کفایت وجود دارد؛ اصطلاحاً میگویند که وقت انسان کشدار است. شما وقتی دو تا کار را مهم بدانید به گونه ای وقت و انرژی خود را مدیریت میکنید که به هر دوی  آنها برسید. من خودم برای هفته هایی که امتحان داشتم حتماً یک روز را به طور کامل و به دور از کارهای تشکیلاتی تنها به درس خواندن اختصاص میدادم.

زمان امتحان های پایان ترم حتی المقدور در همه‌ی کلاسها حضور پیدا میکردم. حل تمرینهای کلاسی را در طول ترم و به آخر شبها محول میکردم تا در زمان امتحانات به مشکل نخورم. با این ریزه کاریها میتوان به راحتی از عهده ی هر دو کار برآمد. البته در این بین طبیعی است که زمان خواب انسان کاهش پیدا میکند، میگویند استاندارد خواب 7 ساعت در شبانه روز است. من اصلاً به این موضوع اعتقادی ندارم. خواب یعنی عادت. شما یک مدت اگر میزان خوابتان را کم یا زیاد کنید خواه یا ناخواه بدن شما بدون هیچ مشکلی به آن مقدار عادت میکند.

**  برگزاری همایش 8 ساعت وقت میبرد
بیایید یک دفعه حساب کنیم که به چه میزان در دفتر بسیج مشغول انجام فعالیت مفید هستیم. البته من منکر اهمیت ارتباط و جذب در بسیج نیستم. به دلیل این که بسیج بدنه ی مردمی دارد، نقش ارتباطات در آن  بسیار مهم است و برای تشکیل شبکه ی انسانی و حلقه ی منسجم و برادرانه در آن، باید وقت گذاشت. اما چقدر از اوقاتی که ما در بسیج میگذرانیم از این دست کارهاست؟ اکثر اوقات به دور هم گذراندن و تفریح میگذرد. اینها را نباید جزء ساعات فعالیت در بسیج به حساب بیاوریم. اینها که کار به حساب نمیآید. خیلی از اوقات است که ما ادعای فعالیت داریم.مثلاً  شاید برای برگزاری همایش حداکثر 8 ساعت زمان نیاز باشد. نه اینکه ما سه هفته از زندگی خودمان را برای برگزاری همایش اختصاص دهیم و بگوییم که دیگر فرصتی برای کارهای دیگرمان نداریم. امثال من که خودمان تجربه ی کار در این فضاها را داریم میتوانیم همچنین ادعایی داشته باشیم  وگرنه کسی که خارج از این فضا باشد که نمیتواند نظر بدهد.

** تحصیلات تکمیلی، آری یا خیر؟
اینکه بچه های بسیج به سمت تحصیلات تکمیلی بروند یا نه بستگی به این دارد که برنامه شان برای آینده زندگی خود چیست؟ مهم تر از ادامه ی تحصیلات تکمیلی این است که شخص میخواهد چه کار کند؟ اگر برنامه ی خود را مشخص کند، خود به خود این مسئله مهم میشود که به سمت تحصیلات تکمیلی برود یا نه؟  اما برای انجام یک سری از کارها نیاز به لوازمی است، شاید یکی جمع بندیاش  این باشد که فضای دانشگاه خود را اصلاح کند و بعد که بررسی کرد،  به این نتیجه برسد که لازمه ی اصلاح دانشگاه این است که یک شخصیت علمی بشود و از فضای فرهنگی و غیردرسی نمیتواند به این هدف برسد. لازمه ی آن تبدیل به یک شخصیت علمی تراز اول و مرجع است. در این شرایط انجام تحصیلات تکمیلی اهمیت پیدا میکند.

یا از آنجایی که در حال حاضر نیاز کشور شکسته شدن مرزهای دانش است، شخصی به دنبال چنین فضایی میرود. الان اینطوری نیست که همه ی آدمهای موفق دارای تحصیلات تکمیلی باشند. به طور مثال سال 80 پژوهشکده ی  بسیج در دانشگاه شریف تأسیس شد که بعدها منحصر به بسیج هم باقی نماند و جزو نهادهای پیشرو در فناوری این دانشگاه محسوب میشود. مسئول این پژوهشکده  یکی از مسئولین اسبق بسیج صنعتی شریف است که تحصیلات تکمیلی ندارد و دارای مدرک لیسانس است. اما آنچنان موفق است که مجموعه ای از اساتید و دانشجویان ارشد و دکترا در این مرکز مشغول فعالیت هستند.

این شخص به موفقیت رسیده است؛ زیرا آن نقطه ی اثرگذاری خود را پیدا کرده و در همان جهت حرکت کرده است. انجام تحصیلات تکمیلی فی نفسه ارزش تلقی نمیشود اما در حال حاضر مد شده است بچه ها در هر رشته ای که میتوانند به تحصیلات تکمیلی بپردازند تنها به این هدف که مدرکی گرفته باشند. به این دلیل که بسیاری از بچه ها حال و حوصله ای برای  خواندن رشته های فنی  ندارند، تغییر رشته میدهند. تنبلی دلیل بخش عمدهای از از این تغییر رشته ها است.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

پیشنهاد هفته

  • کتاب‌های پیشنهادی  هفته: کتاب

جنگ دوست داشتنی

کتاب جنگ دوست داشتنی مجموعه خاطرات نویسنده رزمنده ،سعید تاجیک است. توضیحات بیشتر...

ارتباط با ما

تهران- میدان ونک-خیابان ملاصدرا- خیابان شیخ بهایی جنوبی-بیمارستان بقیه الله الاعظم(عج)-حیاط شمالی- دفتر حوزه بسیج دانشجویی- تلفکس 88620826-021

پیامک:50001000501000-10005510001000